جدید ترین عناوین خبری امروز
اس جی پلاس | sgplus

توجه: رمز عبور شما به صورت اتوماتیک به ایمیل شما ارسال خواهد شد.

حسین محمدی
فیلم Angel has fallen

نقد فیلم Angel Has Fallen

نام فیلم : Angel Has Fallen

سال ساخت : 2019

هزینه ساخت : 40 میلیون دلار

باکس آفیس: 133.3 میلیون دلار

نمره منتقدین: متاکریتیک نمره 45 ، روتن نمره 39 و محبوبیت در IMDB توسط کاربران 6.9 از 10

نمره اس جی پلاس: 2 از 5

کارگردان : ریک رومن واو

بازیگران: جرارد بالتر ، مورگان فریمن ، پیپر پرابو

خلاصه داستان: در یک عملیات ترورسیتی به جان رئیس جمهور آمریکا سوء قصد میشود و تمام این جریانات را به مایکل بنینگ ربط می دهند و او در تلاش است عامل این عملیات را پیدا کند…

فیلم Angel has fallen

سری فیلم های Fallen از سال 2013 با فیلم Olympus Has Fallen شروع شد. در سال 2016 قسمت دوم آن با نام London Has Fallen اکران شد و در سال 2019 نیز جدیدترین قسمت آن با نام Angel has Fallen در 21 آگوست بر روی پرده های سینما رفت و البته نتوانست مانند دو نسخه قبلیش فروش کند، بین 60 تا 80 میلیون نسبت به دو نسخه قبلیش فروش کمتری را تجربه کرد.

مشکل اصلی این سه سری در ضعف بزرگ داستانگویی هست، یعنی تمام تلاش فقط برای نشان دادن ملیت و تعصبات ملی و ابرقهرمانی مایکل بنینگ و آمریکا به عنوان مبارزه کننده با تروریست و مشکلات امنیتی جهانی خلاصه می شود. ولی هیچگونه داستانی را به درستی روایت نمی کند و یک سری تیکه های کلیشه ای به همراه اکشن و جلوه های ویژه را به مخاطب ارائه می دهد و این واقعا سینما نیست. شاید در دو نسخه قبلی تا حدودی داستانگویی و منطق روایی در فیلم وجود داشت و خب در حد فیلم های ابرقهرمانی متوسط می شد تحملش کرد ولی Angel Has Fallen واقعا داستانگویی افتضاحی داشت. فیلمنامه ای اصلاً وجود ندارد و این فیلم جزء چند صحنه جلوه های ویژه اکشن عملاً هیچ چیز برای گفتن ندارد و حتی نمره صفر را برای این فیلم در نظر گرفتن زیاد است.

وقتی فیلمنامه ای دارای منطق داستانگویی و اصول داستانویسی وجود نداشته باشد و بخواهی صرفاً یک فیلم میهن پرستانه براساس جلوه های ویژه بسازی بیشتر به تیزرهای تبلیغاتی شبیه می شود تا سینما!! شروع فیلم با یک تمرین کاملاً خنده دار و فقط یک معرفی ساده و الکی که بله این دو تا شخصیت  از قبل با هم دوست بودن و مایکل او را دعوت می کند به خانه اش تا جریان داستان شکل بگیرد. از همان دقیقه های اول قطعاً شما می دانید شخصیت منفی داستان کیست و حتی وقتی معاون رئیس جمهور را نشان می دهد بازهم مثله روز روشن است که این شخص پشت همه این اتفاقات قرار دارد و هیچ غافل گیری شما در داستان نمی بینید. به راحتی می توانید تمام وقایع فیلم را حدس بزنید. مثلاً بنده همان اول در ذهنم کامل اتفاقاتی که قرار بود بیفتد را متصور شدم و تا ته داستان را می دانستم که قرار چه اتفاقی بیفتد و این برای بیننده زجرآور است که همه اتفاقات داستان را به راحتی حدس می زند و میداند دقیقاً قرار است چه اتفاقی بیفتد. تک تک سکانس ها از پیش تعیین شده و کلیشه ای ساخته شده بودند. مثلاً زمانی که مایکل به وسط جنگل فرار می کند میدانستم الان کلبه ای هست و قطعاً یکی از نزدیکان مایکل احتمالاً پدرش اونجا حضور دارد و قرار است مایکل را از مخمصه نجات دهد. وقتی دو بازرس فیک به خانه مایکل آمدند که همسرش را ببرند میدانستم الان پدر مایکل در نقش سوپرمن حاضر خواهد شد. زمانی که مایکل سوار بر تریلی بود و پلیس ها از کنارش رد شدند، میدانستم بعد از یکمی مکث دور میزنند وبه تعقیب او می پردازنند. خنده دارترین بخش هایش این است که مثلاً با یک سواری به سواری دیگر میزنند از فاصله خیلی کم و آن سواری چپ می کند. ولی با تریلی به ماشین پلیس می زنند و فقط از مسیر منحرف می شود، چون مایکل آدم بسیار مثبتی هست و نباید دستش به خون بی گناه آلوده شود!!!

جالب تر اینکه وقتی به اندازه شعور مخاطب وقتی برای نوشتن فیلمنامه نگذارید میشود اینکه برای توجیه منطق داستانی چندین پهباد می آیند همه را میکشن، رئیس جمهور در رودخانه می افتد، پهبادها کاری به مایکل ندارند و بعد خیلی راحت بالاترین بازرسان FBI می آیند و مثله یک کلانتر شهر کوچک رفتار کرده و می گویند خب اثر انگشت هست ، مقداری پول هم پیدا شده لذا  مایکل پشت همه ماجراست و خب روسیه هم پشت ماجراست ، چرا چون معاون رئیس جمهور به شکل شعار زدگی می گوید همانند دست کاری در انتخابات ( تیکه هایی که به دموکرات ها به ترامپ می اندازند و می گویند که انتخابات سال 2016 دستکاری شده توسط کرملی بوده است و هنوز هم پرونده این قضیه در FBI مفتوح می باشد)، قطعاً قطع رئیس جمهور هم کار خودشان است.( بالاخره دستکاری کردن که این رئیس جمهور بیاید؟ یا عنصر آنها نبوده و می خواستن بکشنش !!!! واقعا فاجعه تا کجا). بدترین شعار زدگی های این فیلم قسمتی است که ادای روسای جمهور واقعی آمریکا را در می آورند. مثلاً یکی از دیالوگ های اوباما و ترامپ این بوده که همه گزینه ها روی میز است. و در این فیلم نیز معاون رئیس جمهور همین دیالوگ را بکار می برد.

البته دوست ندارم بیشتر از باگ های فاجعه بار این فیلم حرفی بزنم و وقت خواننده را بگیرم، قطعا “فرشته سقوط کرده” از بدترین فیلم های اکران شده سال 2019 است و با فاصله ای کم نسبت به دو قسمت گذشته نیز بدتر می باشد.زیرا که هر دو قسمت همین مشکل متن آبکی را داشتن، اینجا دیگه متن آبکی به اوج خودش رسیده بود و به خاطر همین هم مخاطبان استقبال خوبی را از این فیلم انجام ندادند.

حقیقت قبل از دیدن فیلم گفتم نقدی متوسط را بیان کنم و بگویم برای سرگرمی فیلمی خوبی هست ولی بعد از دیدن فیلم فقط می توانم بگویم حتی ارزش وقت گذاشتن و دیدن هم ندارد و حتی نمی تواند سرگرم کننده هم باشد. اگر دیگه خیلی وقت اضافه داشتید به سراغ این فیلم بروید وگرنه در هر صورت وقتتان تلف شده است.

برچسب ها:
ورود به سایت دیدگاه ها 0
avatar
  Subscribe  
اعلام کردن به