جدید ترین عناوین خبری امروز
اس جی پلاس | sgplus

توجه: رمز عبور شما به صورت اتوماتیک به ایمیل شما ارسال خواهد شد.

حسین محمدی
سریال Peaky Blinders

نقد سریال Peaky Blinders ؛ فصل سوم

تلاش سازندگان سریال peaky blinders در فصل سوم بر این بوده است تا، هرآنچه که در فصل اول و دوم به عنوان ضعف حساب می شد را پوشش دهند و بتوانند درامی قویتری را به مخاطبان ارائه دهند. و در این کار موفق نیز شدند. ویژگی سریال پیکی بلایندرز این است که به جریان مخاطب و ایراداتی که در طی فصل هست توجه کرده و سعی در اصلاح آن دارد. چیزی که معمولاً در سریال های جدید به وقوع نمی پیوندد و اساساً نظر مخاطب مورد توجه واقع نمی شود. اما در فصل سوم حرکت تامی به سمت گنگستری قدرتمند و دارای نفوذ که حال با ارتباط با دولتمردان راهی برای وسعت کاری خود پیدا می کند. و این جسورانه بودن برای پیشرفت را به تصویر می کشد. شاید خانواده شلبی از میران درآمد و سودی که شرکت به دست می آورد کاملاً قانع هستند و از تلاش تامی برای پیشرفت وسیع تر و دست و پا زدن در دریچه قدرت و سیاست ناراضی و گلایه دارند و متوجه این رفتار تامی نمی شوند. این خود از زیبایی این فصل بود. فصلی که همه شخصیت های اصلی دچار اتفاقات اساسی در زندگیشان شدند و این مشکلات وجه های جذاب تر و عمیق تری از شخصیت آنها را به تصویر کشید.

شاید حضور گریس  در کنار “می” می توانست تقابل عاشقانه جالبی ایجاد کند و وجه احساسی شخصیت تامی را به زیبایی به تصویر بکشد ولی سازندگان ترجیه دادن به جای این تقابل به کشته شدن ناگهانی گریس عمق این فروپاشی شخصیتی تامی را به تصویر بکشند. حضور گریس برای تکمیل کردن شخصیت تامی به عنوان فردی جسور ، خطرناک ولی در عین حال موجودی احساسی لازم و ضروری بود ولی مرگ گریس این مسئله را بهتر و زیباتر به تصویر کشید و توانست ابعاد دیگری از شخصیت تامی که در فصل های قبل کمتر به تصویر کشیده شده بود را به مخاطب نمایش دهد و پیچیدگی شخصیت تامی را افزایش دهد.همچنین آرتور که در فصل دوم با حضور پدرش و یادآوری خاطرات جنگ جهانی اول دچار فراز و نشیب های زیادی در زندگیش شد و سعی کردن این شخصیت را در این پیچ و تاپ پخته تر کنند، با حضور “لیندا” معشوق آرتور ، آرتور سعی میکند تا بتواند از این فضای وهم آلود جنگ به همراه جنایاتی که مرتکب می شود خارج شود و لیندا در این میان تمام تلاش خود را برای حل مسئله به کار می بندد. فراز و نشیب شخصیتی آرتور در فصل سوم خیلی زیبا بود. مخصوصاً در دو صحنه ای که مجبور بود فردی را در عروسی توماس به قتل برساند و همچنین باری از ایتالیایی ها که باید آنرا خراب میکرد. از دیگر شخصیت هایی که خیلی خوب دستخوش تحولات شد؛ شخصیت پالی بود که با توجه به اینکه اولین بار دست به قتل زده بود و دچار تجازو جنسی از سوی سربازرس کمپل شده بود. به شدت بهم ریخت و ویرانی وجودش را فرا گرفته بود. و در سرتاسر این فصل این ویرانی را شاهد بودیم حتی تا جایی که باهوش ترین فرد پس از تامی چنین حماقتی را مرتکب می شود و به سمت یک کشیش برای اعتراف کردن می رود و از قتلی بسیار مهم و مخفی سخن می گوید که برای تامی به شدت زیان بار بود.

همچنین در کنار تحولات شخصیتی چند نکته دیگر حائز اهمیت است. یک اینکه شخصیت های در تقابل تامی قویتر و پیچیده تر بودند و این خود بر زیبایی درام بسیار افزوده بود. چه از حضور کشیش ” پدر جان هیوز” که شخصیتی بسیار مرموز و قدرتمندی بود تا خانواده سلطنتی روسی تبار ، تا همکاری هایی که با دولت بریتانیا داشت و تا حضور ایتالیایی ها و کشته شدن گریس همه و همه بر جذاب تر کردن درام جنایی پیکی بلایندرز افزوده بود. دو اینکه تامی در تلاش برای حضور در قدرت و ثروت بیشتر از پیش درگیر شده و خانواده و شخصیت هایی که در زندگیش مهم هستند را از دست می دهد. یعنی مسئله عواقب حرکت به سمت سیاست و قدرت را به خوبی به تصویر می کشد و قطعاً این تازه ابتدای راه است و در ادامه مسلماً در فصل های بعدی تامی ضربات بیشتری را متحمل خواهد شد.

با این وجود تغییر یکباره شخصیت “آیدا” و یا حضور عجیب و بسیار قوی “لیزی” در ساز و کار شرکت شلبی یکم تو ذوق زننده بود و میتوانستند بهتر عمل کنند. بخش دیگری که کمی ضعیف عمل شده بود و به این صورت که ما دیدیم میخواستند غافل گیری و هیجانی را ایجاد کنند برای فصل چهارم ، بخش پایانی داستان بود. با اینکه غافل گیری بزرگی بود ولی ما قطعاً میدانیم که تامی به راحتی آنها را آزاد خواهد کرد و تامی می توانست قبل دستگیری آنها این مسئله را بازگو کند. هرچند سعی کردند بگویند که تامی نیز خودش درجریان نبوده و توسط سربازرس مارس متوجه شد که روسی ها به خاطر نامردی تامی دست به کشتار آنها زدند. این عدم بررسی عواقب نارو زدن که مشخصاً از همان ابتدا به فکر تامی افتاده بود و اینکه روسی ها قطعاً مقابله به مثل خواهند کرد، یکم عجیب به نظر می رسد و از آن مهمتر اینکه روس ها شخصیت تاثیرگذاری در فیلم نیستند و از نوع پرداخت به آنها مشخص بود که قرار نیست ما روس ها را به طور جدی در تقابل با تامی ببنیم ، حتی در این مسئله کشیش یک عنصر نفوذی و جداگانه بود و به صورتی نمایش داده میشد که انگار از روس ها جدا هست. و تامی عملاً در انتهای داستان به همه نارو زد و با این روش میخواست که ریسک بزرگی کرده و به حرکت انفجاری خودش به سمت پیشرفت ادامه دهد و حتی اگر خانواده در این میان قربانی شوند اهمیت ندارد. باید دید در فصل چهارم این مسئله چگونه توجیه می شود و امیدوارم بتوانند غافل گیری که ایجاد کردند به صورت صحیح تمامش کنند و نه با یک حرکتی دستکاری شده کارگردانی بخواهند به صورت فانتزی مشکل را حل کنند. چون به هر صورت مشخص است این مسئله مهم نیست و قرار است در فصل چهارم به راحتی مسئله حل شود.

برچسب ها:
ورود به سایت دیدگاه ها 0
avatar
  Subscribe  
اعلام کردن به