جدید ترین عناوین خبری امروز
اس جی پلاس | sgplus

توجه: رمز عبور شما به صورت اتوماتیک به ایمیل شما ارسال خواهد شد.

حسین محمدی
فیلم Irishman ( مرد ایرلندی )

نقد فیلم The Irishman (مرد ایرلندی)

نام فیلم : The Irishman (مرد ایرلندی)

سال ساخت : 2019

کارگردان : مارتین اسکورسیزی

بودجه : 175 میلیون دلار

امتیاز اس جی پلاس : 3.5 از 5

امتیاز : متاکریتیک 94 ، روتن 96 ، وب سایت IMDb بر اساس کاربران 8.7 از 10

خلاصه داستان : فرانک شیرین ( رابرت دنیرو) که یک راننده کامیون است، با خانواده تبهکار راسل بوفالینو آشنا شده و به یک قاتل تبدیل می شود …

 

فیلم Irishman ( مرد ایرلندی )

فیلم مرد ایرلندی جدیدترین اثر کارگردان صاحب سبک مارتین اسکورسیزی می باشد. این اثر جنبه های بسیار زیبا و در عین حال نکات منفی نیز داشته است. مرد ایرلندی از روی رمانی با نام ” شنیده ام که خانه ها را نقاشی می کنی ” نوشته چارلز برانت ساخته شده است.

اسکورسیزی یکی از کارگردان های به نام در زمینه ساخت داستان هایی با محوریت مافیا است و می تواند زندگی مافیا را به شکلی جالب و دقیق به تصویر بکشد. در این فیلم نیز اسکورسیزی تلاش کرده است تا از زاویه دید یکی از قاتل های باندهای خلافکارانه دهه های شصت و هفتاد میلادی در آمریکا، زندگی و شرایط برخورد و درگیری مافیا را به تصویر بکشد و همچنین وارد زندگی آنها شده و از هم پاشیدگی شخصیت و خانواده را به مخاطب نمایش دهد. البته به نظر من در خصوص پاشیدگی خانواده که اسکورسیزی خیلی تلاش می کند در این فیلم به تصویر بکشد آنطور که باید موفق نبوده. 

می توان فیلم مرد ایرلندی را به سه بخش تقسیم کرد، بخش اول که شروع شخصیت پردازی و شناخت کاراکتری به نام فرانک شیرین ( رابرت دنیرو ) است. بخش دوم که بسیار حوصله سر بر و کند پیش می رود در خصوص رابطه فرانک با جیمی هوفا است و بخش سوم در خصوص کشته شدن جیمی هوفا و تغییرات بسیار زیادی که در زندگی یکایک آنها رخ می دهد و در این بخش به شدت داستان با سرعت پیش می رود، انگار که باید همه چیز را سری تمام کرد.

به نظر من فیلمی با زمان بیش از 3 ساعت به جای اینکه به کلیت فیلم و شخصیت پردازی کمک کند ، عملاً بلای جان آن شده تا حدی که شبکه نتفلیکس تلاش می کند آن را به مینی سریال تبدیل کرده و در دو قسمت و یا سه قسمت به تصور بکشد و با مخالفت اسکورسیزی مواجه شده. قطعاً اسکورسیزی یک ساعت وسط فیلم را می توانست فشرده تر و خلاصه تر به تصویر بکشد و واقعا نیاز به این همه اتلاف زمان نبود. در ابتدای فیلم و مواجه با شخصیت ها به نظرم خیلی عالی کار شده و ما هم در تصویر برداری و هم در موسیقی متن و هم در تدوین این مهم را به وضوح می بینیم ولی از آنجایی که بخش رابطه جیمی و فرانک پیش تر می شود و در اصل داستان جیمی روایت می شود واقعا کات های بسیار زیاد، شلختگی ، شلوغ بیش از حد و در یک کلام نامفهوم بودن از در و دیوار فیلم بالا می رود، تا زمانی که با راسل بوفالینو همراه بودیم شخصیت های مافیای و نحوه روایت آنها توسط راوی ( پیری فرانک ) هم باور پذیر و زیبا بود ، کاملا می شد با شخصیت ها همراه شد و یک مافیای تمام عیار را در ابتدای فیلم مشاهده کرد. زمانی که سطح مافیا بالاتر می رود و به جیمی هوفا می رسیم عملاً فقط شلوغی و سردرگمی در آن به جای روایت صحیح مافیا به چشم میخورد. درهم و برهم بودن این بخش واقعا خسته کننده و گیج کننده است و معلوم نیست چطور یکدفعه همه چیز به هم ریخت. ما قدرت آنها را در حدی میدونیم که میتوانند به روسای جمهور کمک کنند و حتی برای آنها خط و نشان نیز بکشند ولی در مواجه با قتل جان اف کندی عملاً منفعل هستند و مانند مردم عادی با مسئله برخورد می کنند، اینجا تازه ما متوجه میشویم این سطح مافیا نیز سطح بسیار دون پایه ای هستند و یا اشتباهی در محاسبات رخ داده (باگ فیلم نامه) چون کمی قبل از کشته شدن کندی از قدرت فوق العاده آنها و نفوذی که این باند، مخصوصاً جیمی دارد مطلع می شویم و در بخش بعدی کاملاً منفعل و ضعیف هستند. این بخش عملاً خیلی گنگ روایت شده. سالیان سال نتواسته مهمترین دشمن جیمی او را محاکمه کند و ما زمانی که احساس می کنیم با رفتن دادستان کل، جیمی به قدرت خودش بازگشته ، یکدفعه محکوم میشود و به زندان می رود. اینجا جاهایی که باید اسکورسیزی بیشتر برای آن وقت می گذاشت و این بخش ها را گنگ رها نمی کرد وقتی داستان به درستی روایت نشود و المان ها در کنار هم به شکل منطقی قرار نگیرند، مخاطب دچار سردگمی میشود. ببنید در این یک ساعت و خورده ای عملاً به هر نحوی داستان کش پیدا کرد و با جزئیات بسیار و کات های متنوع و زوایای دوربین این مسئله به وضوح مشخصه ولی آن چیزی که باید بررسی میشد یعنی علت فروپاشی جیمی ، خیلی راحت از کنارش گذشتیم و با یک بیان راوی که از اینجا مشخص بود که همه چیز به هم ریخته رهایش کردیم .

بیان این همه جزئیات در کنار نبود منطق داستانگویی کمی به اصل داستان ضربه زده است. بازی آل پاچینو و رابرت دنیرو واقعاً عالی و بی نظیر ، من خودم حقیقتاً از بهترین بازی های آل پاچینو می دانم این فیلم را و بنظرم شانس بسیاری برای دریافت اسکار بهترین بازیگر مکمل سال آینده را خواهد داشت. 

در بخش پایانی داستان به نظرم وقتی بیش از حد بخش قبلی آن کند و خسته کننده روایت شده ، سرعت آن غیر طبیعی به نظر می رسد. یه جورایی رفتن جیمی باعث از هم پاشیدگی سازمان مافیا می شود در صورتی که جیمی در بخش قبلی عملاً نشان داده شده که شخصیت مهمی نیست و به راحتی آن را می شود بدون هرگونه مشکلی حذف کرد. یا می توان اینگونه گفت جوری بخش پایانی روایت می شود که ما با یه دور تند باید عاقبت همه خلافکارها رو ببنیم و متوجه بشویم که عاقبتشان به کجا ختم شده است. و در انتها نیز عاقبت فرانک شیرین را نظاره گر باشیم. بنظرم این حرکت جالبی برای فیلم نبود، قرار نیست فیلم حالت درام خودش را از دست بدهد و به زور به حالت مستندگونه ای تبدیل شده و بگوید من باید ابتدا وانتهای همه را روایت کنم و بگم چیشد و چی نشد.

در کل ابتدای مرد ایرلندی بسیار خوب و امیدوار کننده شروع شد همه بازیگران عالی و زیبا بازی کردند و روایت به درستی شکل گرفت ، حتی طنز ملیح و ریز آن نیز به کلیت داستان رنگ و لعابی عالی بخشیده بود و مخصوصاً تصویر برداری که به نظرم در حد اعلا انجام شده بود ولی رفته رفته فیلم از آن حالت زیبای خودش خارج شده و به یک فیلم معمولی و متوسط و گنگ تبدیل می شود و در انتها حتی بدتر از این هم می شود و با یک علامت تعجب که چرا همه چیز باید در ده دقیقه اتفاق بیفتد و این همه دقایقی که تلف شد چرا هیچ اتفاقی نیفتاد و حتی زمینه چینی نیز صورت نگرفت برای این مهم. البته در خصوص فرانک شیرین که شخصیت اصلی داستان است آنطور که باید درامی شکل نمیگیرد و ما با شخصیتی تقریباً یکنواخت رو به رو هستیم و فقط یکباره در انتهای داستان برای یک چیز تاسف خورده است و آنهم اینکه چرا با پگی ( نه کل خانواده فقط یکی از دخترانش ) نمی تواند ارتباط برقرار کند و او از فرانک فاصله گرفته است. فرانک شخصیتی یکواخت دارد، که حتی برای کشتن جیمی هم تعلل نمی کند و به راحتی او را به قتل می رساند. تنها بخشی که شاید و شاید فرانک تردیدی به خود راه داد صبح در لابی هتل و در کنار راسل بود و حتی آنجا هم خیلی راحت مسیرش را ادامه داده و جیمی را به قتل می رساند. و ما در بخش مکالمه جیمی با جو همسر جیمی کمی ناراحتی را مشاهده میکنیم ( البته ناراحتی نمی توان گفت بلکه نمیدونه چگونه باید این مسائل را هندل کنه و او فقط عمل کننده است نه اینکه مدیریت کند و برای همین نمیدونست چگونه باید به همسرش خبر بده و توضیح بده و او را آروم کند). به نظرم فیلم آنطور که باید دراماتیک از آب در نیامد و نتوانست واقعا به مخاطب تنهایی فرانک را به تصویر بکشد. شما یاد پدرخوانده و نحوه تغییر شخصیت مایکل و در ادامه فروپاشی خانوادش و خودش را مرور کنید، متوجه می شوید که این فیلم کاملاً در این مسئله لنگ میزند و نمی تواند واقعاً تاثیر مافیا را بر زندگی افراد به درستی به تصویر بکشد و عملاً ما با آن همراه نمی شویم فقط تلاش برای نمایش دادن را ملاحظه می کنیم . حتی انتهای داستان نیز با زاویه دوربین و لانگ شاتی که از فرانک پایان می پذیرد ، تنهایی و ساس فرانک قابل مشاهده نیست. البته بازهم این مسئله را اذعان می کنم که در تصویر برداری ، موسیقی متن و خصوصاً طراحی صحنه و گریم خیلی زحمت کشیده شده بود و هزینه بالای 140 میلیون دلاری نیز موید این مسئله است که در مسئله گریم و تغییر صورت بازیگران هزینه بسیاری روی دست سازندگان گذاشته است اما افسوس که آنطور که از اسکورسیزی انتظار می رفت این فیلم اثری فاخر و قابل توجه نبود.

ورود به سایت دیدگاه ها 9
avatar
4 Comment threads
5 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
5 Comment authors
فرزینداریوشحسین محمدیرامینpeyman Recent comment authors
  Subscribe  
جدید ترین قدیمی
اعلام کردن به
peyman
peyman

ابلهانه نقد کردی، این فیلم واقعی بود همین که اینقدر سطحی هستی نگاهت به پاچینو رفته درحالی که آس فیلم جو پشی بوده نشان میده یه بیننده سطحی فیلمهای 90 دقیقه ای ایرانی مثل نهنگ عنبر یا کاپیتان مارول بیشتر نیستی، ون که تو میگی گنگ و منفعل کم هوشی حضرتعالی بود و سبک سینمای اسکورسیزی در تدوین و کات و ادای دو دیالوگ برای پیشبرد داستان که اگر این را زدی یعنی اینقدر سخیفی که داری رفقای خوب معظم و گرگ وال استریت را هم هم میزنی چون عینا همین بود آقای بیسواد

peyman
peyman

اینقدر نفهمی که فیلم داستان واقعی بوده و جیمی همین طور راحت توسط فرانک کشته شده، اسکورسیزی گیر سانتی مانال و ملوردام سطحی مورد علاقه تو فیلم نمیسازه، اون یک پادوی اجیر شده قاتل هست وقتی اینقدر نفهمی باید اوامر را اجرا کند وقتی اینقدر نفهم بودی سکانس اول آشنایی جو پشی با دنیرو که اون را راست آزمایی کرد با خاطره ای از کهنه سرباز جنگ جهانی که بی دلیل میکشینه یعنی ماشین آدم کشی هست وقتی اینقدر نفهمی کارکرد دیالوگ تهدید آمیز جو چشی تو و زنت با منی نگران نباش را نفهمیدی و انگشتری که داده یعنی… ادامه مطلب

رامین
رامین

برو آب نبات بفروش جای نقد شما را چه به نقد فیلمی از اسکورزسیزی هر کی با ننه اش دعوا میکنه امروز منتقد میشه

رامین
رامین

برو آب نباتت را بفروش جای نقد
تو از اسکورسیزی چی میفهمی؟
با ننه ات قهر کردی شدی منتقد؟