جدید ترین عناوین خبری امروز
اس جی پلاس | sgplus

توجه: رمز عبور شما به صورت اتوماتیک به ایمیل شما ارسال خواهد شد.

حسین محمدی
ُسریال The Withcer ، جادوگر

نقد سریال The Witcher(جادوگر) ؛ فصل اول

سریال ویچر براساس رمانی با همین نام نوشته آندژی ساپکوفسکی توسط لورن اشیمث هیسریچ برای شبکه نت فلیکس ساخته شد و در تاریخ 20 دسامبر 2019 در 8 قسمت منتشر گردید. این سریال جزء مهمترین اتفاق های سال 2019 و مورد انتظارترین سریال امسال می باشد. به خاطر وجود بازی جذاب The Witcher و علاقه ی بسیار گیمرها به این کاراکتر باعث شد تا سریال به شدت بر سر زبان ها قرار گیرد و ما منتظر یک سریال زیبا و درخور توجه از شبکه نت فلیکس باشیم.

اما با دیدن این سریال تمام آن حس و حال و هیجان به یک باره فروکش می کند. شاید چنین انتظاری از شبکه نت فلیکس نمی رفت که چنین سریال ضعیف و بی محتوایی را ارائه دهد. باور کردن جلوه های ویژه این سریال کمی سخت می باشد. وقتی قسمت اول این سریال را مشاهده کردم؛ تمام وجودم سراسر تعجب بود از نحوه به تصویر کشیدن فضای سریال. شاید قدرت جلوه های ویژه این سریال و فضا سازی که در آن صورت گرفته است مربوط به یک کمپانی دست چندم آمریکایی و در بهترین حالت مربوط به ترکیه یا کشورهایی از این دست باشند. باور نکردنی است که بگوییم شبکه نت فلیکس یک سریال پر خرج همانند ویچر را این چنین فضاسازی کرده است و موجودات آن را به این شکل ساده و بدون تکسچر و جزئیات دقیق ارائه داده است. شاید بهترین نمونه هیوالاها همان اولی باشد و مابقی خصوصاً اژده ها فاجعه هستند.

جدا از مسئله جلوه های بصری این فیلم که به غایت فاجعه می باشد. ریتم داستانی آن نیز عجیب و غریب و بدون اصول ساخته شده. جوری که شما زمان داستانگویی را از دست می دهید. اساساً هیچ منطق روایی برای کات در فیلم مشاهده نمی شود و معلوم نیست در ابتدای داستان که این فیلم چه زمانی را روایت می کند.

شاید بعضی ها  اینگونه روایت کردن را جسارت سازندگان و تیم نویسندگی بدانند و بگویند روش سخت و طاقت فرسایی است که بتوانیم با یک خط داستانی و تقریباً زمابندی های متفاوت و گنگ و بسط این زمانبندی ها در درون داستان جذابیت دوچندانی به اثر ببخشی ولیکن اصل مشکل ویچر دقیقاً همین است. که مرز خود را از کتاب و بازیش جدا نمی کند. یعنی اگر کسی مجموعه های ساپکوفسکی را نخوانده باشد؛ با یک سردرگمی شدید مواجه شده و تا تقریبا اواسط سریال این سردرگمی را با خود یدک میکشد. سریال در بیان یک داستان منحصر به فرد که بتواند مخاطب را با خود همراه کند عاجز است و نمی تواند بی بهره از کتاب این سریال را به شکل صحیح درک کرد. کاری که اساساً یک سریال باید بتواند انجام دهد. شاید خیلی ها این سریال را شبیه به دنیای گات میدانند و با آن مقایسه می کنند. ولی گات را اگر ببینید شخصیت پردازی های فوق العاده فصل اول به وضوح قابل دیدن است و شما فارغ از کتاب اصلی می توانید تک تک شخصیت ها و ویژگی آنها و حتی نحوه شکل گیری و اندیشه آنها را درک کنید. چیزی که در ویچر مشاهده نمی شود. یعنی دقیقاً شخصیت پردازی صورت نگرفته و همه کاراکتر ها در حد یک تیپ باقی می مانند و ما شخصیتی را مشاهده نمی کنیم.

سریال بدون در نظر داشتن هیچ منطقی به یکباره داستان روایی خود را از زاویه دیگر نمایش می دهد. شاید برای کسانی که ویچر را خوانده اند تا حدودی قابل فهم باشند و بدانند که دقیقاً مسئله از چه قرار است. ولی برای مخاطبی که با دنیای ویچر آشنایی ندارد و صرفاً سریال را دنبال می کند تا اواسط سریال فهم اینکه دقیقاً در کدام زمان قرار داریم و هدف سازنده از این نمایش موازی گونه داستان چیست مشخص نمی باشد. اگر نحوه کات زدن با اصول در این فیلم انجام میگرفت و یا حتی به شکلی به مخاطب نشان میداد دقیقاً در کدام زمان به سر می برد، مخاطب از همان ابتدا متوجه موازی بودن روایت داستان میشد و میدانست که در ابتدا بخشی روایت مختص نحوه حضور ویچر در دربار است و اینکه چگونه به سیری و سرنوشت خود گره خورده است. 

اما زمانی که سازندگان تلاش می کنند تا سبک سریال را همانند بازی روایت کنند یعنی در هر قسمت گرالت ریویا با یک چالش جدید مواجه شود و باید با یک هیولا برخورد کرده وبا آن بجنگد، و در بین این روایت کردن سعی میکند به صورت موازی بخشی از اصل داستان را نیز به تصویر بکشد. چیزی جز خسته کنندگی و ضعف از سریال مشاهده نمی شود.

می توان گفت به غایت بازی هنری کویل به عنوان نقش گرالت ریویا در پنج قسمت نخست اساساً در نیامده و اصلاً بازی خوبی را از این بازیگر شاهد نیستیم ، به شدت به این نقش نمی خورد و نمی توان با آن ارتباط برقرار کرد. هرچند که هنری نسبت به آنیا چالوترا در نقش ینیفر بهتر بازی کرده و ینیفر که یکی از شخصیت های اصلی داستان است ولی پیچش شخصیت و تغییر او بی معنا  و خیلی ضعیف ساخته شده است. و از همه بدتر همراهی گرالت ریویا با خواننده ای به نام جاسکیر می باشد، واقعا این همراهی و تیکه هایی که بین این دو شخصیت رد و بدل می شد در حد و اندازه این فیلم نبود و خوشحالم که از خط داستانی محو شد و در ادامه شاهد این همراهی نیستیم. شاید زجرآورترین سکانس های این فیلم دقیقاً حضور جاسکیر و تیکه های او به گرالت بود.

در کل سریال ویچر بسیار ضعیف و نا امید کننده ظاهر شده است. هرچند در دو قسمت انتهایی تلاش برای بهتر شدن داستان را مشاهده می کنیم و شاید می توان انتظار داشت که احتمالاً در فصل دوم با سریالی قوی تری مواجه شویم ولیکن فصل اول آن انتظاری که به دنبال آن بودیم را برآورده نکرد و قطعاً نت فلکیس باید به فکر اصلاح ساختار داستانی و جلوه های بصری سریالش باشد. یکی از حربه های نت فلیکس ارائه کامل سریال به مخاطب می باشد و دلیل فروش بالا و رکورد در نت فلیکس دقیقاً همین است. اگر مانند شبکه های دیگر نت فلیکس نیز پایلوت داشت و قسمت پیش نمایشی را ارائه میداد. مطمئن باشید که مخاطب از قسمت های بعدی آن حمایت نمی کرد. زیرا قسمت اول به معنای واقعی کلمه نا امیده کننده بود به صورتی که بعضی از منتقدین نمره صفر را به آن داده اند. 

ورود به سایت دیدگاه ها 0
avatar
  Subscribe  
اعلام کردن به