جدید ترین عناوین خبری امروز
اس جی پلاس | sgplus

توجه: رمز عبور شما به صورت اتوماتیک به ایمیل شما ارسال خواهد شد.

عاطفه رنجبر

نقد فیلم Jojo Rabbit : درخشش و شیرینی که در مواجه با وحشت ناگزیر، رخ می نماید

جوجو ربیت ، هزل تلخی به کارگردانی تایکا وایتیتی (Taika Waititi) ، فیلم سینمایی ضد تنفری، که در جشنواره فیلم 2019 تورنتو برنده جایزه بهترین فیلم از نگاه مردم شد اثری بسیار شیرین و زیبا است .

این فیلم بر اساس رمان “Caging Skies” نوشته Christine Leunens ساخته شده است. که وایتیتی به عنوان نویسنده ، کارگردان و بازیگر ، به این داستان یک پیچیدگی طنز ظریف داده و آن را در هاله ای از کمدی و طنز جای می دهد تا به آرامی پیامی زیبا و قدرتمند را بیان کند. دیدن این فیلم مثل خوردن یک ترایفل شکلاتی که به مرور کوچک و کوچک تر می شود برای شما لذت بخش است .

جوجوی کوچک ، Jojo Betzler 10 ساله (Roman Griffin Davis) است که با مادر وسواسی و دوست داشتنی اش (Scarlett Johansson) در شهر افسانه ای فالکنم آلمان زندگی می کند. پدر سرباز او  برای جنگ به ایتالیا رفته و مادر سعی می کند برای از بین بردن نگرانی هایش جوجو را از تاریکی های دنیا دور نگه دارد.

مادر بیرون از خانه کار می کند و این فرصت تجربه های زیادی را برای  جوجو فراهم می آورد. سادگی شیرین و بچگانه جوجو هم نگرانی دیگری است .

او حالا به سنی رسیده که بتواند به گروه Jungvolk یا جوانان هیتلر، ملحق شود و از ته قلب می خواهد این کار را خوب انجام دهد. به نظر می رسد که جنگ رو به پایان است ، اوضاع برای آلمان خوب پیش نمی رود و همه این ها او را تحریک می کنند تا کاری انجام دهد و مثل پدرش در ایتالیا انجام وظیفه کند. و حالا شرایطی پیش آمده تا او خودش را اثبات نماید. مانند خیلی از جوانان ، او می خواهد یک بچه جالب باشد ، حتی در خواب می بیند که موفق شده است.

جوجو برای کم کردن اضطرابش، یک دوست خیالی را تصور می کند ، آدولف هیتلر (Waititi) مردی است که جوجو با او مشورت می کند او را پشتیبان خود می داند و بیشتر از همه از او تاثیر می گیرد. این مرد خیالی در حقیقت هیتلری که من و شما می شناسیم نیست بلکه نسخه ای از او در ذهن یک کودک ده ساله است. در نگاه اول این مرد خیالی مانند هیتلر به نظر می رسد ، یونیفرم می پوشد و سبیل های عجیب و غریب دارد اما هیتلر خیالی جوجو تقریبا یک پسر بزرگ ده ساله است که مثل یک حامی عمل می کند ولی بیشتر از همه اینها ترس ها و تردیدهای جوجو را بیان می کند.

جوجو به کمک نیاز دارد . روزهای اول در کمپ Jungvolk ، آن اوقات جادویی نیست که جوجو تصور می کرد. او مورد آزار و اذیت قرار می گیرد و مربیان و معلمان آنجا – به سرپرستی کاپیتان کلنزندورف (Sam Rockwell) در نقش ترسناک قلبی که در زیر فرسودگی و بدبینی دفن شده )- بیشتر شبیه کارمندانی هستند که با اطلاع از رو به پایان بودن جنگ ، مقامشان  تنزل یافته تا بچه ها آموزش دهند .

اما جوجو به این راحتی مایوس نمی شود. او مصمم است از محدودیت هایش عبور کند و آنقدر ماهر شود که حتی توجه هیتلر حقیقی را جلب نماید. او خود را متعهد می داند اخبار را دنبال کند و به داستان هایی باور دارد که به او یاد می دهند یهیودیان اساسا شیطان هستند.

مادر او دختری یهودی به نام السا (Thomasin McKenzie) را در مکانی مخفی در خانه پنهان کرده است ، وقتی جوجو این راز را کشف می کند همه چیز ناگهان تغییر می یابد.

با در نظر گرفتن دیدگاه ها ، ایده ساخت فیلمی با یک هیتلر کمدی ( حتی وقتی نقش او را وایتیتی که خودش را به عنوان یک یهودی پلینزی توصیف می نماید بازی کند) ایده ای است که می تواند جذاب یا توهین آمیز باشد.

در حقیقت ، واکنش شدیدی از سوی افرادی که آن را یک کمدی نازی می دانستند حتی قبل از نمایش این فیلم شروع شده بود ، که البته این فیلم قطعا چنین نیست .

نکته کلیدی این است که وایتیتی ، فیلم را روی جوجو متمرکز می کند ، به گونه ای که ما جهان را از نگاه او می بینیم . در یک نگاه می توان گفت این فیلمی در مورد بزرگ شدن یک پسر است ولی مهمتر از آن شکل گیری و تقویت نگرشی تازه است .

جوجو پسری است که می خواهد در دنیا کار خوبی انجام دهد تا انسان خوبی باشد. ولی این جهانی است که دیگران برای او تعریف کرده اند جایی که در آن مجازات کسی که حقش را مطالبه می کند صریحا مرگ است . سمیتیسم ستیزی رایج، ایده ای در مورد شکل گیری دشمن درون ، دنیایی است که برای او کاملا طبیعی است و جوجو بیشتر زندگی اش را در چنین فضایی می گذراند.

او هیچ چیز متقاوتی نمی داند ، او حتی نمی داند چطور می تواند آنچه به او آموخته می شود را زیر سوال ببرد . اما وقتی می بیند که السا چیزی شبیه شیطان یا کاریکاتوری که از یهودی به او نشان داده شده  نیست دنیایش عوض می شود. جوجو می داند اگر وجود یک یهودی در خانه اش را گزارش دهد آنچه از خانواده اش باقی مانده نابود می شود. یک پسر ده ساله باید چه کار کند؟

ممکن است وایتیتی داستان را با یک ایده جسورانه شروع کرده باشد ولی او یک کارگردان با استعداد با هوش سرشار ، شوخ طبعی گزنده و حس طبیعی شیطنت است . او روایتی عمیق و گویا برای  داستانی مثل این دارد که آن را حساب شده می کند.

وایتیتی با جوجو خرگوش ، یک فیلم هنری زیبا ساخته ، که در طول نمایش اش اندازه مناسب روشنایی و شیرینی را بدون نادیده گرفتن زشتی های اصلی داستان حفظ می کند. یک ضرب المثل قدیمی می گوید : یک کمدی عالی باید شما را بخنداند و بعد به گریه بیاندازد. بر اساس همین استاندارد وایتیتی با جوجو خرگوش یک کمدی عالی و یک فیلم باورنکردنی ساخته که مرهمی برای روح آدمی در این جهان آشفته است .

منبع: Original CIN

ورود به سایت دیدگاه ها 0
avatar
  Subscribe  
اعلام کردن به